مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1270
طب اكبرى ( فارسى )
برون نرود و اين نيز خالى از خطر نباشد . بالجمله ، تا كه قطع به منشار ميسر آيد برمه را كار نفرمايند . [ 1686 ] فايده : انجبار هر عضو مكسور را معتادى نهادهاند ، چنانچه بينى در ده روز بسته شود و استخوان پهلو در بيست روز و استخوان ساعد و آنچه بدان ماند در سى روز يا چهل روز و استخوان ران در پنجاه روز [ و ] باشد كه در سه ماه يا چهار ماه بسته گردد . و بدانند كه چون معتاد انجبار درگذرد و عظم بسته نشود ، از دو حال خالى نباشد : يكى ، آنكه مادهء فاسد در آنجا بود كه منع انعقاد دشيذ نمايد و تدبير او آن است كه آن موضع را به ناخن بخارند به تدريج و به كف دست بمالند تا آن محل كه گرم شود و مادهء بد و خون فاسد ضعيف كه در آنجاست تحليل پذيرد و خون صالح قوى بدانجا آيد و انعقاد دشيذ نمايد . و ديگر ريشهاء عسر البرء را نيز بدين طريق به سازد . دوم ، آنكه عملى به وقوع آيد كه در انجبار نمىشايد و آن اقسام است ؛ چنانچه آب بسيار بر عضو مكسور ريختن و بند [ را ] زود زود گشادن و عضو را پيش از استحكام حركت دادن و رفايد و عصابهء بسيار و ثقيل يا سخت بستن و طعامهاى لطيف كه خون لطيف از وى تولّد شود و قابل تعقّد دشيذ نباشد خوردن و تقليل غذا نيز از اين جمله است و پارههاى استخوان در عضوى ماندن . اين همه كه گفته شد از اسباب بطو و ديرى انجبار است و تدبير وى ، ترك و ازالهء سبب است بعده [ يعنى پس از آن ] آنجا كه قلت غذا و لطافت او سبب باشد ، اغذيهء مغلّظه دهند و جهت جذب غذا ، بر عضو مكسور تكميد كنند . [ 1687 ] انتباه : استخوان مردم صفراوى و خشك مزاج ، دير مىبندند ؛ زيرا كه خون اينان لزج نباشد و از اينجاست كه طعام مكسور العظم ، هريسه و پايچه و كعك و امثال آن هرچه غليظ و لزج باشد مقرر ساختهاند . فايده : گاه باشد كه استخوان شكسته چون بسته شود ، تعقد و صلابت در آنجا باقى ماند و باشد كه آن تعقد ايذا دهد و از حركت و اكثر اعمال منع نمايد ؛ خاصه اگر قريب به مفاصل باشد . و اگر ايذا ندهد ، از آنكه قبح هيئت لازم وى است نيز ازالهء او ضرورى است . علاج : اگر آن تعقد متحجر نشده باشد و قريب العهد بود به انعقاد ، بايد كه قطعهيى